بهاری دیگر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۳
بهار های زیادی رو دیده ام ولی هنوز در انتظار روزهای بهتریم. میگویند تلاش برای زندگی دنیا رو طوری انجام بده که گویی هرگز نخواهی مرد و برای آخرتت طوری تلاش کن که گویی خیلی زود میروی. یعنی زمان حال خودت رو به تلاش اختصاص بده. برای زندگی مادی و معنوی ات.
امیدوارم دیدن بهار به عادت تبدیل نشه.
تاجیکستان بهار زیبایی داره. خوش بحال دوستانی که در اونجا هستند.
نوروز تاجیکستان خاطره ی تهران تمیز گذشته
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سهشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۳
بهار در تاجیکستان خاطره انگیز است. کسایی که کوچه های خاکی تهران در حدود ۳۰ سال پیش یادشونه میدونن که درختهای چنار و توت در کوچه پس کوچه ها چقدر شادی بخش بوده و حالا در تاجیکستان چنارهای تهران رو میشه حس کرد.
وزش باد در تهران کم اتفاق میفته و الان در آستانه بهار کوههای شمال تهران توی چشمتون میشینه. خیلی هوا عالیه.
دوست داشتم تهران رو به دوستان تاجیک در روزهای تمیز نوروز نشان میدادم.
نوروز بر همه فارس زبانان مبارک باد.
روز زن مبارک
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۳
۸ مارس روز زن رو تبریک میگم.
----------------------
هر مناسبتی به نوعی پیوند است و هر پیوند هم در مجموعه پیوندها نوعی موفقیت و موجد شادمانی است. حتی اگر مناسبت برای حادثه ای غم انگیز باشه ... نه اشتباه نکنید روز زن روز خوبیه. روز جهانی مرد رو اگه پیدا کردید خبر بدید.
------------
در تاجیکستان مناسبتها خیلی اهمیت دارند. به آداب و رسوم توجه میکنند. مثلا وقتی از خانه خارج میشوند دیگه به خانه برنمیگردند تا کاری که برایش رفته اند انجام بدهند. یعنی مسافری که میخواهد به سفر بره اگه چیزی رو جا بزاره نباید برگرده ولی اگه مجبور بود برگرده باید حتما توی آینه یه نگاه بکنه.
این سنتها بر اساس یک منافع اجتماعی در طول قرون شکل گرفته. یافتن ریشه این سنتها بسیار جالب و موضوع مطالعات مردم شناسی است.
------------
در مورد دوستی که در کامنت یادداشت قبلی نوشته: .... خواستم بگم چقدر خوبه که آدم بتونه ولو بدون ذکر اسمش حرفش رو بزنه.
امیدوارم برام ایمیل بزنه و بگه چرا ازم متنفره. فکر نمیکنم بتونم با این سن و سال زیاد خودمو تغییر بدم ولی خب دونستن بهتر از ندانستن است.
سلام برگشتم
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۳
سلام دوستان. چند روزی است که از سفر تاجیکستان برگشتم. بزودی گزارش سفرم را مینویسم.
------------------------------------------
سفر رو که شروع کردم فکر میکردم اون بالاها فرصتی است که از میان ابرهای عبور کنم و دماوند زیبا رو ببینم. ولی زهی خیال باطل ... نشد و نشد. اما در مسیر عکسهایی گرفتم :


این هم شهر دوشنبه است. روستاهای اطراف آن و شهر که رودخانه ای از میان آن میگذرد.


زنبور داری از فعالیتهای خوب اقتصادی در تاجیکستان است. عسل تاجیکستانی عجب عسلی است!!!

قبرستان هنرمندان و قهرمانان تاجیک یادآور رشادت های مردم تاجیک است. فاتح نیازی و تحفه فاضل اف(فاضل زاده).


خط فارسی همچنان زیباست. بخصوص در سرزمین برادران تاجیک. اینطور نیست؟


در این سفر موفق شدم از مسابقه بز کشی Boz Keshi دیدن کنم. رئیس فدراسیون بزکشی شخصا با لباس محلی تاجیکی در مسابقه شرکت کرده بود. یک بز مرده را روی زمین می انداختند و یکی از سوارکاران اونو برمیداشت و از میان سواران دیگر به دروازه می رساند. کار دشواری بود. فشار اسبها و رقابت رقبا خطر آفرین بود. حتی برای تماشاگران مشتاق. حدود ۱۰۰ اسب در محل بودند. مسابقات بزرگ تا ۵۰۰ اسب و بیشتر هم شرکت کننده دارد.


واقعا زیباست. این قلل بالاتر از ابرها شکوه و صلابتی خاص داره.


ولی دماوند خودمون برای ما ایرانی ها یه چیز دیگه است. یادآور همه ایران در یک نگاه
است.




آوازه خوانها ی تاجیک : مبارک شاه و حسن حیدر
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۳
تاجیک ها به موسیقی خیلی علاقه دارند. بخصوص آوازهای ایرانی. از قدیمی ها و جدیدی ها.
این موزیک که الان گذاشتم غریبی است که مبارکشاه خونده است. ظاهرا این خواننده جوان مرگ شده است.
موسیقی های قبلی از حسن حیدر بود که سنتی میخونه از شعرهای مولوی و خیام و دیگران. ظاهرا خانمش هم ایرانی بوده و در گروه موسیقی همراهی میکند.
-----------------------------------------------------
تا حالا به این خوبی نفس نکشیده بودم. هوا عالی بود. دیشب یه زلزله کوچیک هم اومد که من نفهمیدم ولی حرفش امروز بود.
دوستان تاجیک که منو می بینند مرتب از زلزله ایران می پرسند و همدردی میکنند. خیلی با محبت هستند.
------------------------------
امیدوارم دوشنبه از دوشنبه به تهران بیام. طبق برنامه
خدا خواهد نصیب باشد
آسمان آبی است
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۳
امروز هوا کاملا صاف و آفتابی است. اکسیژن فراوان. آسمان آبی و صدای پرندگانی که سالهاست در تهران به گوش نمی رسد.
انتخابات مجلس تا چند روز دیگر انجام میشود. در تاجیکستان تمامی شهروندان جمهوری موظب به ثبت نام و شرکت در انتخابات هستند. برای همین تلاش زیادی از سوی احزاب بخصوص حزب دمکرات خلقی آقای رحمانف رئیس جمهوری صورت میگیرد. این مشکل در ایران وجود نداره چون اگه خیلی ها هم شرکت نکنند ظاهرا مشکلی نخواهد بود.
روسها دوباره به صحنه تحولات اقتصادی تاجیکستان توجه کرده اند. شاید چون گذشته فقط حرف باشد ولی ممکن هم هست تصمیمی برای سرمایه گذاری گرفته باشند. تا پیش از این ایران بزرگترین سرمایه گذاری ها در تاجیکستان رو هدف فعالیتهای خود قرار داده بود.
سفیر ما در تاجیکستان نسبت به سفرای قبلی هوشمند تر٬ فعال تر٬ و موفق تر ارزیابی میشود. هر چند سفیر دوران جنگهای داخلی در میان بعضی از تاجیکان خیلی محترم است ولی ظاهرا این یکی یه چیز دیگه است. تعجب نکنید. گاهی هم پیش میاد که یه سفیر سفیر خوبی باشه.
عکس هایی گرفته ام و امیدوارم بیشتر بگیرم تا برای چند ماهی عکس داشته باشم. آفتاب امروز٬ فرصت خوبی است تا خدا چه خواهد.
امروز ابیتabit یعنی ناهار مهمان یکی از دوستان تاجیک هستم. روز اول هم مهمان دوست دیگه ای بودم. مهمان بازی در تاجیکستان آدم رو یاد گذشته های ایران می اندازد. البته هنوز هم در شهرستانهای ایران سنت مهمان نوازی خاص اقوام ایرانی محترم و معمول است.
خدا در زندگی مردم خوب تاجیکستان حضور دارد. خانواده خیلی مهم و ایل و طایفه و به اصطلاح محل گرایی هم جای خاصی دارد. تقریبا در شکل گیری گروههای اجتماعی مهمترین عامل که در سیاست هم منعکس میشود موضوع محل گرایی و قوم گرایی است.
امکانات سرمایه گذاری همچنان وجود دارد. نخبگان هم بتدریج در حال ظهورند. بخصوص در صحنه جهان مجازی.
امروز دوشنبه / اینجا دوشنبه
نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۳
سلام دوستان. الان در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان هستم. شهر در سکوت هست یا نیست خبر ندارم ولی من توی اتاقم تنها پشت سیستم نشسته ام و مشغولم به اینترنت جهان نما.
هوا کمی سرد است ولی امکانات گرمایش کافی وجود نداره. اگه سرما خوردم تقصیر خودمه. ولی عکسهایی گرفته ام و خواهم گرفت که بتونه براتون جالب باشه. این یادداشت رو هم توی هواپیما نوشتم:
تاجیکستان چه نیازی دارد؟تاجیکستان نیازمند اقتصادی تواناست. ولی چرا با اینهمه امکانات به سراغش نمی آیند. خیلی ها قول سرمایه گذاری داده اند ولی کاری نکرده اند.بعضی ها شروع کردند و ادامه ندادند.آنهایی که ادامه میدهند هم مشکلات بیشمار دارند.گره کور چرا باز نمیشود؟من ایده ای دارم. بنظر من علت اصلی آنست که برای جذب سرمایه اول باید فکر جذب کرد. صاحبان فکر از داخل و خارج تاجیکستان باید بستر انسانی سرمایه گذاری مالی شوند. بدون انسجام فکری و اداری مشکل بشه دنبال سرمایه گذاری جدی بود. در تاجیکستان اخبار هدر رفتن منابع خود به مانعی جدید برای سرمایه گذاری ها بدل میشود. باید از فکر تاجیکان و تاجیک دوستان بیشتر و مقدم بر چیزهای دیگر استفاده کرد.