پروفایل من
مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تماس با من
نویسنده (های) وبلاگ
آرشیو وبلاگ
انتظار سخت شد نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٥ امرداد ۱۳۸٧

انتظار دیدار تاجیکستان ...

لینک      نظرات ()      

نوروزی زیبا با هم تباران تاجیک نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٧

بهار تاجیکستان همچون تابستان و پاییز و زمستانش زیباست. اما بهار برای قریحه فارسی زبانان یک جیز دیگر است.

norooz e Tajikistan

به همه تبریک بادا عید نوروز عجم

==============

کاشکی خط کهن تاجیکی زنده شود و جای خط روسی را بگیرد تا ارتباط هم تباران تاجیک ما با گذشته شان بهتر برقرار شود.

لینک      نظرات ()      

تندیس امیر اسماعیل سامانی در شهر دوشنبه نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٦


لینک      نظرات ()      

پاییزی در سغد ... خجند ... لنین آباد نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱٦ آذر ۱۳۸٦


لینک      نظرات ()      

تاجیک نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٠ آبان ۱۳۸٦

 

       تاجیک:

       چینى‏ها: داشى = تازى

       ارامنه: تاچیک = تازیک = تاژیک

       ترکان: تَجیکان

       ایرانیان: تاجیک = تازى = تازیک

       بعدها ترکان، ایرانیان را تاجیک خواندند.

       در زبان پهلوى به اعراب، "تاجیک" مى‏گفتند که از نام قبیله طى مأخوذ بوده است.

     
 
ترک در مقابل تاجیک   ص 334 بارتولد

لینک      نظرات ()      

تاجیکستان ... ناحیه فیض آباد نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٦




یادش بخیر

لینک      نظرات ()      

تلفن دوستان نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٧ شهریور ۱۳۸٦

دیروز ... شاید به مناسبت عید امروز ... تلفن داشتم از تاجیکستان.
الحمدلله دوستان سلامت بودند.
وقتی آقای مظفر از من پرسید که چه زمانی به تاجیکستان میای؟ دلم گرفت.
شاید آخر سال بشه برم.
نمیدونم.



لینک      نظرات ()      

تماس تلفنی با دوستان تاجیک نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢۳ امرداد ۱۳۸٦

امروز موفق شدم بعد از مدتها تلفنی با دوستان در تاجیکستان صحبت کنم. شاهرخ برای تعطیلات تابستانی از ادسا (اوکراین) به دوشنبه برگشته بود. کم کم یک مهندس قابل میشود. خوشحال شدم.
خدا خواهد نصیب باشد برای سفر تفریحی به تاجیکستان خواهم رفت. شاید بهار آینده. شاید زودتر.


لینک      نظرات ()      

زمان میگذرد ... و میگذرد ... نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٦ امرداد ۱۳۸٦

ماههاست که از تاجیکستان دورم و بیخبر. باید که زودتر تماس بگیرم ولی دل و دماغ ندارم. خسته ام. انگار پوکیده ام.
اما ... باید برخاست.

خدا خواهد نصیب باشد

لینک      نظرات ()      

به روز نمیشوم نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٦

متاسفانه ماههاست که از تاجیکستان دورم و فرصتی برای رفتن دست نداده است. خدا خواهد  که بار دیگر در هوای پاک تاجیکستان به دیدار دوستان و هم تباران خود رویم ... نصیب باشد.



لینک      نظرات ()      

انتظار نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٥

هنوز منتظر سفر به تاجیکستان هستم.
شاید بهار
امیدوارم آینده بهتری در انتظار مردم تاجیک باشد.
اینهم نوعی انتظار است.

لینک      نظرات ()      

به امید بهبود شرایط نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٦ آبان ۱۳۸٥

سرما در تاجیکستان همچون گرمایش
آزار دهنده است.
در زمان کمبود و نبود شرایط
خورشید و ابر و باد
لذت بخش نیستند

لینک      نظرات ()      

عسل منحصر به فرد تاجیکستان نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱ آبان ۱۳۸٥

یه مقدار عسل یکسال پیش آوردم تهران. خیلی عالی بود. هنوز هر کی منو می بینه میگه عجب عسل خوبی بود.
امیدوارم در سفر بعدی در این زمینه فعالیت بیشتری بشه کرد.


لینک      نظرات ()      

خانه های ۵ گوش و فرهنگ دینی در بدخشان نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٥

به کرات شنیدم که اهالی بدخشان خانه هایشان را به یاد ۵ تن آل عبا ۵ گوش می سازند. برایم تعجب داشت. شاید درست نگفته باشند. شاید دلیل دیگری برای اینگونه ساختمان سازی دارند. و شاید عشق به محمد ص و علی ع و فاطمه س و حسنین علیهم السلام دلیل آنست.
در تاجیکستان هر دختر دو قلو نام زهرا و فاطمه می یابند و هر پسر دو قلو نام حسن و حسین. عجب ارادتی دارند این هم تباران.

لینک      نظرات ()      

و مدتهاست که تاجیکستان را یاد میکنم نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٥
و مدتهاست که تاجیکستان را یاد میکنم و از مردم خوب و فضای آشنای آن مینویسم.
لینک      نظرات ()      

امیر اسماعیل سامانی نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٥

دولت تاجیکستان پس از استقلال از اتحاد جماهیر شوروی سابق تلاش زیادی برای تعریف سابقه ی تاریخی و سرزمینی کرد. امیر اسماعیل سامانی سمبل تاریخی چنین تلاشی است. هر چند نه بخارا و نه سمرقند در قلمروی تاجیکستان امروزی نیست.

میدان امیر اسماعیل در مرکز شهر دوشنبه

 

لینک      نظرات ()      

حرکت تاجیکستان در چند مسیر و با سرعت نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳۸٥

تاجیکستان از جهات مختلف در حال تغییر است. تغییری سریع و همه جانبه.
۹ اپراتور موبایل و دهها موسسه بین المللی فعال در تاجیکستان و ... اکنون شبکه های تلویزیونی خصوصی ...
این تحولات به نحو روشنی ناهماهنگ است. گویا نظام فکری واحدی در کشور برای تغییر وجود ندارد و یا اینکه تغییرات بطور کلی و در بست پذیرفته شده است.
بزودی تغییرات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی دیگری بروز خواهد کرد که ناشی از همین رویکرد پذیرفته شده برای حرکت به جلو است.

لینک      نظرات ()      

بوی جوی مولیان آید همی در سرزمین امیران سامانی نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸٥

سرزمین امیران سامانی است. تاجیکستان امروزی از نظر تاریخی به فرمانروایانی تکیه میکند که پایتخت حکومتشان در سرزمین دیگری است. در بخارا.
تاجیکستان نیز بخشی از سرزمین بزرگ فارس زبانان جهان است. بخش مهمی از این قلمرو هم اکنون در کشور ازبکستان است. ازبکها بر فارس زبانان بخارا و سمرقند بسیار سخت میگیرند و در این دنیا ظاهرا فقط سفیر بریتانیای کبیر است که بر سر دعوا با دولت ازبکستان از طرف دولت خود توبیخ میشود.
------------------------------

وحدت کشورهای فارسی زبان به دلیل جدا افتادگی جغرافیای و تمایزات عمیق اجتماعی و اقتصادی مشکل بنظر میرسد. ولی در آینده به دلیل تقویت ملاحظات جهانی و تقویت ارتباطات و در نتیجه همگرایی بین ملتهای مشترک الفرهنگ نزدیکتر شدن جوامع فارسی زبان محتمل تر است.
از مشکلات مهم در تاجیکستان آنست که زبان آنان فارسی و خط آنان روسی است. بنابر این ه به میراث غنی ادب و فرهنگ روسی دست می یابند و نه از فرهنگ عظیم فارسی بهره میگیرند. تنها از طریق شفاهی میراثشان منتقل میشود که اصلا کافی نیست.

لینک      نظرات ()      

سفر به تاجیکستان و دیدار دوستان نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٥

دو باره سوار سملوت یا همون هواپیمای فارسی شدیم تا برسیم به دوشنبه پایتخت کشور تاجیکستان.
هواپیما و سفر افتضاح بود. بدتر از همیشه. حدود 70 نفر آدم توی گرما با درهای بسته و بدون تهویه حدود چهل دقیقه بال بال میزدنن. بچه های نوزاد که دیگه اصلا طاقت نیاوردند.
یکی با تلفنش به جاهای مختلف زنگ میزد برای اعتراض. منم جاتون خالی مثل بقیه بدون هزینه یه سونای خشک حسابی گرفتم.

 

همسفرم چند تا کودک شیطون بودند که به زحمت تاجیکی حرف میزدند. آخه به دلیل اقامت طولانی در ایران فارسی حرف میزدند عین بلبل.
تشریفات ورود خیلی سخت نبود. مثل همیشه یه مقداری پیشرفت از سفر قبلی ام کاملا محسوس بود.
علی شیر٬ دوست حقوق دان ام منتظر بود تا منو به خانه برسونه. راستی یاد باشه نگم خانه. آخه اینجا به اتاق میگن خانه.
خود به خود وقتی به سمت تاجیکستان حرکت میکنم یه جورایی لهجه میگیرم. خودم که میفهم. بیچاره بقیه! بخصوص دوستان تاجیکی که باید لهجه منو تحمل کنند.
دوشنبه مثل همیشه است. البته کمی گرمتر. چون گرمای امسال بی سابقه است و البته در این فصل به فکرم که در تاجیکستان نیامده ام.
الان دم گرفته ام.(استراحت میکنم). زیر باد پنکه برقی.

-------------------
بعد از سه روز امروز دوشنبه دستم به اینترنت رسید. یعنی دو روز و خورده ای گذشته و توانستم وبلاگم رو به روز کنم. از اینجا. شهر دوشنبه. هوا کمی سلقین(ثلقین) شده است. یعنی از گرمایش کاسته شده. خنک اینجا به معنای خیلی سرد استفاده میشه.

لینک      نظرات ()      

گزارش سفر آقای احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران به تاجیکستان به نقل از خبرگزاری فارس نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۳ امرداد ۱۳۸٥

-مراسم استقبال رسمی با حضور امامعلی رحمانف رئیس جمهوری تاجیکستان در فرودگاه بین المللی دوشنبه برگزار شد.
-تاجیکستان با 143 هزار کیلومتر مربع وسعت ، 6 میلیون و 900 هزار نفر جمعیت دارد که بیش از 95 درصد آنان مسلمانند . زبان رسمی این کشور فارسی تاجیکی است .تاجیکی همان زبان فارسی با لهجه خاص است که ترکیباتی از دیگر زبانها به ویژه روسی در آن زیاد است . خط رسمی این کشور سریلیک ( خط روسی ) است .
-امامعلی رحمانف از 19 نوامبر سال 1992 به سمت ریاست شورای عالی جمهوری تاجیکستان (رئیس کشور ) انتخاب و از 6 نوامبر 1994 به ریاست جمهوری رسید . وی در سال 1999 برای یک دوره 7 ساله دیگر به این سمت انتخاب شد و انتخابات بعدی ریاست جمهوری تاجیکستان پائیز امسال برگزار می‌شود.
-حدود 20 موتورسوار خودروی رئیس جمهوری را تا میدان اسماعیل سامانی و بنای استقلال که مراسم اهدای تاج گل در آن برگزار شد ، اسکورت کردند.
-در نقاط مختلفی از شهر ، بیلبوردهایی که با خط فارسی به روسای جمهوری ایران و افغانستان خیرمقدم می گفت ، دیده می‌شد.
-ساختمانها چندان نوساز نبود و اکثر ماشین ها نیز که دیده می شدند، مدل قدیمی بودند.تاجیکستان در میان 15 جمهوری شوروی سابق کمترین درآمد سرانه را دارد و 85 درصد مردم تاجیکستان زیر خط فقر قرار دارند.
-محل اقامت هیات ایرانی و نیز مذاکرات سران ، در باغ بسیار بزرگی به نام " داچا " بود . داچا به قول برخی اعضای هیات همان سعدآباد خودمان در تهران است . یکی از ساختمانها برای ملاقات خصوصی سران ، یک ساختمان برای مذاکرات رسمی ، مصاحبه و امضای اسناد ، یک عمارت برای اقامت رئیس جمهوری اسلامی ایران ، 2 عمارت برای استقرار هیات ایرانی و ساختمانهای دیگری هم برای خود تاجیک ها بود.
-مذاکرات خصوصی احمدی نژاد و رحمانف بجای 50 دقیقه، یک ساعت و20 دقیقه به طول انجامید.
-هنگامی که رئیس جمهوری کشورمان در شروع مذاکرات رسمی مصراع اول شعری از رودکی را با این عبارت که " هیچ شادی نیست اندر این جهان " قرائت کرد ؛ رحمانف شعر او را تکمیل کرد و ادامه داد :" بهتر از دیدار روی دوستان"
-در مذاکرات رسمی هیات ایرانی و تاجیک چند پیشنهاد از جانب رئیس جمهوری کشورمان عنوان شد که تایید و استقبال امامعلی رحمانف و تشویق و تشکر هیات تاجیک را بدنبال داشت. مهمترین این پیشنهادات تاسیس تلویزیون مشترک فارسی زبان میان ایران، تاجیکستان و افغانستان بود.
-احمدی نژاد با اشاره به پانزدهمین سالگرد استقلال تاجیکستان ، از حضور در این مراسم عذرخواهی کرد و گفت : بدون شک هیاتی به نمایندگی از من و جمهوری اسلامی به این مناسبت به تاجیکستان خواهد آمد.
-مصاحبه مشترک روسای جمهور ایران و تاجیکستان با استقبال زیاد خبرنگاران روبرو شد . سوالات خبرنگاران آنقدر متعدد بود که احمدی نژاد به نمایندگان رسانه های گروهی وعده داد که روز بعد مصاحبه جداگانه ای را با آنها ترتیب دهد.
-هشدار رئیس جمهوری ایران در قبال جنگ لبنان مبنی بر اینکه " آنها که باد بکارند ؛ طوفان درو می کنند " بازتاب گسترده ای میان رسانه ها یافت.
-سخنرانی احمدی نژاد در جمع اندیشمندان و نخبگان تاجیکستان با استقبال زایدالوصفی از جانب آنها روبرو شد . متن بسیار ادبی و در عین حال روان ، استفاده از ابیات شعرای برجسته فارسی زبان ؛ از جمله نکاتی بود که تشویق های پی در پی حاضران را بدنبال داشت.
-رئیس جمهوری پس از این مراسم با حضور در میان نخبگان تاجیک و عبور از میان سالن ، ضمن پاسخگویی به ابراز احساسات حاضران به گفتگو با آنها پرداخت.
-تلویزیون رسمی تاجیکستان با قطع کامل برنامه های عادی خود و پخش ویژه برنامه ای با نام "پیوند" به بازتاب گسترده اخبار و حواشی سفر رئیس جمهوری اسلامی ایران به تاجیکستان پرداخت.
- نخستین برنامه روز چهارشنبه افتتاح تونل انزاب بود. ارزش این پروژه که در حدود 80 کیلومتری شهر دوشنبه به اجرا درآمده ، 39 میلیون دلار است که 7.8 میلیون دلار آنرا دولت تاجیکستان تامین نموده ، 10 میلیون دلار در قالب کمک توسعه ای جموری اسلامی ایران و حدود 21.2 میلیون دلار نیز وام کشورمان است.
-روسای جمهوری اسلامی ایران و تاجیکستان به همراه متکی وزیر امور خارجه و فتاح وزیر نیرو در یک هلکوپتر و رحمتی وزیر راه به همراه دیگر همراهان ، خبرنگاران و محافظان و نیز میزبانان تاجیک در 3 هلکوپتر دیگر عازم محل افتتاح شدند. تمام کادر پرواز این هلکوپتر ها خلبانان و تکنسین‌های روسی بودند.
-منطقه زیر پای ما تماما کوههای بلندی بود که رودهای خروشان از میان آن حرکت می‌کرد . به گفته یکی از مسوولان تاجیک ، بخش عمده ای از این ارتفاعات ، معادن اورانیوم و ذغال سنگ را در خود دارد.
-سوار شدن اعضای هیات ایرانی در این هلکوپترها آنها را به یاد سفرهای استانی رئیس جمهوری انداخته بود . شاید اگر آنها به برنامه هایی چنین فشرده و استفاده از هلکوپتر عادت نداشتند ، نمی توانستند به راحتی از پس این سفر برآیند.
-محل برگزاری مراسم ، در دره‌ای میان کوه ها قرار داشت. مکان فرود هلکوپترها تا جایگاه 5 کیلومتر فاصله داشت که در حاشیه تمام مسیر ، دختران روستایی با لباسهای رنگی ، کلاه بر سر و شاخه های گل و پرچم در دست قرار داشتند و فریاد خوشامدگویی سر می دادند.
-در بالای ورودی تونل تصویر بزرگی از رحمانف و احمدی نژاد به چشم می خورد . در دامنه های کوه نیز با سنگ و پارچه های رنگی شعارهایی نوشته و تعدادی از دختران و پسران محلی در حال رقص و پایکوبی بودند. حدود 6000 نفر از اهالی روستاهای منطقه در این مراسم حضور یافته بودند.
-جایگاه بسیار زیبایی از جنس چوب که با هنرهای دستی تزئین شده بود برای روسای جمهور و 2 جایگاه برای میهمانان و یک جایگاه برای گروه نمایش و سرود در اطراف محل برگزاری مراسم قرار داشت.
- دو گروه از نوازندگان محلی هم با "کرنی" ( سازی سنتی مانند شیپوری بلند) و دف به محض ورود احمدی نژاد به اجرای برنامه پرداختند.
-تلویزیون تاجیکستان با بیش از 8 دوربین تمام مراسم را به صورت کامل ضبط نمود.
-روسای جمهوری ایران و تاجیکستان به محض ورود به محل برگزاری مراسم برای بازدید از تونل وارد آن شده و در ادامه از لوح یادبود آن پرده برداری کردند.
-به دلیل محدودیت ظرفیت هلکوپترها ، تعدادی از خبرنگاران و اعضای هیات از طریق زمینی عازم محل برگزاری مراسم شده بودند. آنها که بالاجبار اولین گروهی بودند که از تونل انزاب عبور می کردند ، به دلیل آنکه همزمان با بازدید روسای جمهوری از تونل خارج می شدند ، ناچار شدند که حدود 15 دقیقه در میانه این تونل 5 کیلومتری متوقف شوند. توقف نسبتا طولانی آنها در میان راه باعث شده بود تا دود غلیظی از تونل خارج شود که بلافاصله پس از خروج روسای جمهور از تونل ، آنها اجازه عبور یافتند.
-امامعلی رحمانف افتتاح تونل انزاب را تحقق آرزوی یکهزار ساله مردم تاجیکستان برشمرد و ابراز امیدواری کرد که این مسیر 1000 سال هم مورد استفاده مردم تاجیک قرار گیرد. به گفته دست اندرکاران این پروژه ، تونل انزاب در حالت عادی و فصل تابستان 60 کیلومتر و در زمستان و بسته شدن راهها که مردم برای رسیدن به مقصد ، مجبور به عبور از ازبکستان می شدند ، 600 کیلومتر فاصله را نزدیک می کند.
- سخنان احمدی نژاد با تشویق های پی در پی و شعارهای مردم ، ریش سفیدان و جوانان روبرو می شد.
-مهندسین و تکنسین های تونل انزاب که از رئیس جمهور جایزه دریافت کردند ، غالبا چهره های جوانی بودند که از 2 سال پیش اجرای این پروژه را آغاز کرده بودند.
-برنامه فرهنگی شامل نمایش و موسیقی معنوی تاجیکستان مبنی بر آرزوی دیرینه مردم این دیار برای احداث چنین تونلی ، با استقبال و تشویق حاضران روبرو شد.
-بدلیل فشردگی برنامه ها و لزوم اعمال برخی تغییرات در جدول زمان بندی ، وزیر امور خارجه ، راه ، نفت و مشاور ارشد و مطبوعاتی رئیس جمهوری در مراسم دیدار با ایرانیان مقیم دوشنبه حضور یافتند.
-در ابتدای ورود رئیس جمهوری به محل دیدار با بازرگانان و تجار ایرانی و تاجیک در "کاخ وحدت" ، یک بانوی هنرمند پارچه ای کار شده و زری دوزی را به احمدی نژاد اهدا کرد.
-هنگامی که وزرای بازرگانی ایران و تاجیکستان در این مراسم به دلیل کمبود وقت از سخنرانی صرفنظر کردند ، احمدی نژاد به آنها گفت که آنها با خیال راحت دیدگاه های خود را مطرح کنند و اگر ضرورتی پیش آمد رئیس جمهور خود از صحبت هایش خواهد کاست. -رئیس جمهوری در ادامه از حاضران نیز خواست که با آسودگی به بیان دیدگاههای خود بپردازند تا وی به سوالات آنها پاسخ دهد.
-سران تاجیکستان و افغانستان پیش از احمدی نژاد به محل مذاکرات 3 جانبه رسیده بودند.
-در محل مذاکرات مشترک ، پرچم ایران در وسط و پرچم دو کشور در کنار پرچم ایران قرار داشت.
-نکته قابل توجه در چنین نشست هایی مذاکرات هیات ها در باره اسناد و یادداشت تفاهمات است . آنها حتی تا دقایقی پیش از امضای اسناد هم به گفتگو و به قولی چانه زنی ادامه می‌دهند.
-رئیس جمهوری در یکی از سخنرانی هایش در تاجیکستان تصریح کرد که ما در اینگونه مذاکرات احتیاجی به مترجم نداریم که این یک امتیاز است . این تعبیر دقیقا در این نشست عینیت یافت و همه شاهد گفتگوهای نزدیک و فشرده طرفهای تاجیک ، افغان و ایرانی بودیم.
-خبرنگاران به هنگام برگزاری مصاحبه مطبوعاتی جویای اطلاع از مکان نشستن رئیس جمهوری ایران بودند . دلیل این پرسش دقایقی بعد مشخص شد ؛ زیرا تمام میکروفون ها در مقابل دکتر احمدی نژاد گذاشته شده بود.
-در اثنایی که همه هیاتها و خبرنگاران درگیر امضای اسناد میان 3 کشور بودند ، یک خبرنگار گرجستانی سعی داشت تا با رساندن خود به زاویه‌ای مناسب ، در کنار احمدی نژاد عکسی به یادگار بگیرد.
-در بخشی از مصاحبه مطبوعاتی مشترک ، احمدی نژاد تاکید کرد که کشورهای غربی در آزمون پایبندی خود به معاهدات بین المللی رفوزه شده اند . وی بلافاصله از دو رئیس جمهوری دیگر پرسید که شما از چه عبارتی در این باره استفاده می کنید که حامد کرزای گفت:«مردود» !
-اشتیاق خبرنگاران به مصاحبه با رئیس جمهوری اسلامی ایران باعث شد که احمدی نژاد وقت جداگانه ای را برای گفتگوی مشروح با خبرنگاران حاضر اختصاص دهد.
-برنامه سفر رئیس جمهوری به تاجیکستان یک ساعت و نیم بیشتر از برنامه پیش بینی شده به طول انجامید. با این وجود در مسیر عزیمت به فرودگاه و انجام مراسم بدرقه رسمی ، احمدی نژاد و امامعلی رحمانف به کارخانه "تاجیران" رفتند تا خط مشترک ساخت تراکتورهای ایرانی را در تاجیکستان افتتاح کنند.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8505070359

لینک      نظرات ()      

تاخیر یک هفته ای دیگر و خفه شدن نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸٥

باز هم سفرم به تاخیر افتاد. تعدادی دوستان تاجیکمون رفته اند به قشلاق برای مراسم عروسی. آخه اگر نمیرفتند خویشانشون خفه میشدند.
این اصطلاح خفه هم جالبه.
خفه شدن یعنی ناراحت و دلگیر شدید شدن.
خدا خواهد نصیب باشد دو هفته دیگر در تاجیکستان.

لینک      نظرات ()      

گرما و سرمای دوشنبه نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٥

سرما و گرما اهالی تاجیکستان رو زیاد اذیت میکنه. چون امکانات زیادی برای تهویه هوا ندارند.

لینک      نظرات ()      

توفیق نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸٥

قدمها در خیابانهای زیبای دوشنبه سبک برداشته میشود. دیدن چهره ی خندان دوستان مشوق دیدار از تاجیکستان است. امیدوارم تا یکماه دیگه توفیق دیدار حاصل شود.

لینک      نظرات ()      

بدخشان نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٤ تیر ۱۳۸٥

ظاهرا بزودی برای ورود به بدخشان ویزای مجددی لازم نخواهد بود. در چارچوب سیاستهای توسعه توریسم این موضوع شروع شده است. کار خوبی است.

لینک      نظرات ()      

و شاید نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٤ تیر ۱۳۸٥

و شاید نوبت دیدن آسمان در شبهای تاجیکستان فراهم آید.

لینک      نظرات ()      

شمارش معکوس نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٤ تیر ۱۳۸٥

شمارش معکوس برای سفر به سرزمین هم تباران شروع شد.
اخبار تاجیکستان را در چند ماه اخیر که مرور میکردم دیدم که شرایط در حال تغییر است. خدا به خیر کنه.

لینک      نظرات ()      

عکسهای قدیمی: بازار خجند در لنین آباد نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٥

Tajikistan

 

لینک      نظرات ()      

عکسهای قدیمی: دسترخان یا سفره تاجیکی نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳۸٥

dastarkhan

لینک      نظرات ()      

هنوز تهرانم نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳۸٥

هنوز تهرانم. بیش از یکسالی است که به تاجیکستان نرفته ام. وقتی از بزرگراه مدرس و حوالی پارک جنگلی طالقانی میگذرم و سبزی درختان رو می بینم یاد تاجیکستان می افتم.
شاد نوبت ما نیز شود.

لینک      نظرات ()      

ورزاب و جاده چالوس دو همزاد نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٥ فروردین ۱۳۸٥

دو عکس از ورزاب و جاده چالوس(کرج ـ کندوان)

بهار

 

زمستان

لینک      نظرات ()      

شادباش نوروز نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٥ فروردین ۱۳۸٥

به تعدادی از دوستان تاجیک زنگ زدم و تبریک نوروز گفتم. چالش بین سنت و مدرنیزم در تاجیکستان در سطح فرهنگ عمومی کاملا آشکار است. نمونه ای جالب و قابل فهم. ای کاش عده ای در پی ثبت و تحلیل آن بودند.

لینک      نظرات ()      

چهارشنبه سوری نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٤

ای کاش چهارشنبه سوری در تاجیکستان رو میدیدم و عکسهاش رو میزاشتم روی سایت. اگر کسی از دوستان عکسهای چهارشنبه سوری داشته باشه خیلی خوب میشه.

لینک      نظرات ()      

تاجیکستان و تحولات آینده نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٤

شرایط اقتصادی تاجیکستان باید بهتر بشه و فکر میکنم اگر تغییرات اخیر ایجاد بحران نکنه شاید بستر مناسبی برای ثبات اقتصادی باشه. ولی شتاب تحولات جهانی زیاد است.

لینک      نظرات ()      

زندگی در تاجیکستان نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٤

زندگی در تاجیکستان برای تاجیکها خیلی سخت میگذرد. جدا شدن از شوروی سابق برای تاجیکان از نظر رفاه اجتماعی ضربه سختی بود به طوری که کمتر کسی رو میشه یافت که از رفاه دوران سوویتی یا شوروی حرف نزنه.
اقدامات خوبی اخیرا انجام شده که تا حد زیادی امنیت سرمایه گذاری رو بالا برده ولی هنوز نیز بدون کمکهای بلاعوض خارجی دخل و خرج فعلی نمی چرخه و برای رفاه مردم سرمایه گذاری های جدیدی لازم است که نمیدونم برنامه های آینده دولت تاجیکستان چیست.
از شرایط عمومی اقتصادی بگذریم باید گفت که تاجیکستان سرزمین بکر و دست نخورده ای است و امکان سرمایه گذاری از نظر اقتصادی بسیار است ولی فرهنگ عمومی متاثر از دوران سوویتی هنوز سرمایه گذاری را کاملا نپذیرفته. عمر مشارکتها و سرمایه گذاری ها کوتاه است و به راحتی شرایط توافقات تغییر میکند. کار کردن در تاجیکستان برای خارجی ها ساده نیست.
مردمی بسیار خونگرم و مهربان داره. بخصوص که با ایرانی ها هم تبارند و احساس خویشاوندی دارند. مدتی است از تاجیکستان دور افتاده ام شاید سال جدید میلادی فرصتهای جدیدی برای رفتن فراهم شود.
طبیعت تاجیکستان واقعا محشر است.

لینک      نظرات ()      

امامعلی رحمانف و روز غدیر نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳۸٤

در آستانه روز غدیر آقای امامعلی رحمانف رئیس جمهور تاجیکستان در تهران هستند. امام علی نام ایشان است و عجب نام جالبی. در بین ایرانیان این نام نیست. نمیدانم وجه تسمیه این نام دقیقا امام علی در معنایی است که ما شیعیان میشناسیم یا چیز دیگر.
احتمالا همین امام علی علیه السلام مراد باشد.

لینک      نظرات ()      

آتش سوزی دردناک 2 نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٤
در اثر آتش سوزی در پرورشگاه کودکان معلول در شهر دوشنبه 13 کودک کشته و دست کم دو تن دیگر زخمی شده اند.

بر اساس گزارشها نجات یافتگان این حادثه به پرورشگاه دیگری در شهر دوشنبه منتقل شده اند.

تا حال علل وقوع این حادثه مشخص نشده، ولی گفته می شود امکان دارد اتصال در خط برق باعث آتش سوزی شده باشد

لینک      نظرات ()      

زمستان تاجیکستان نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٤

تا حالا هیچ زمستانی در دوشنبه نبوده ام. برف اونجا باید خیلی جالب باشه. شاید روزی روزگاری.

لینک      نظرات ()      

آسمان پر ستاره پامیر که ندیده ام نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٥ آبان ۱۳۸٤

در کوهستانهای پامیر سخن از شبهای قدر است....

لینک      نظرات ()      

رشد زبان فارسی در تاجیکستان نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٤

تاجیکستان در زمان سوویت یا شوروی از نظر ادبی تحت تاثیر عمیق زبان روسی قرار گرفت. بسیاری از کسانی که در شهرها زندگی میکردند به تدریج روسی زده(مشابه غرب زده در ایران) شدند. حتی اخیرا هم در تاجیکستان با افرادی مواجه میشویم که زبان روسی را به راحتی صحبت میکنند ولی فارسی تاجیکی نمیتوانند صحبت کنند. مهاجرت گسترده روستائیان به شهرها و سیاستهای جدید حکومتی به تقویت زبان فارسی انجامیده است.

لینک      نظرات ()      

ماه مبارک رمضان نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٤

ماه مبارک رمضان بر فضای سنتی تاجیکستان هم تاثیر زیادی داره. سنتهای قومی و طایفه ای و مذهبی در بین تاجیکان رنگ و بوی گذشته خودمان است.

لینک      نظرات ()      

دره الماسی و ورزاب و رامید ( رامیت ) نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٦ مهر ۱۳۸٤

سفر نامه تاجیکستان را هنوز ننوشته ام. عکس های خوبی هم داره که سر فرصت نصیب باشد می گذارم. اما فقط باید از هوای دلپذیر دره ای زیبا در اطراف شهر دوشنبه یاد کنم. گذشته از دره ورزاب و رامید(رامیت) دره الماسی و روستای شمال(با کسره ش به معنای باد) جای تمیز و زیبایی بود. عکسهای خوبی هم دارم. تا بعد.

لینک      نظرات ()      

تاجیکان دات کام نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸٤

خدا را شکر سایت درحال راه اندازی است:

http://tajikan.com

اگه دوستانی از تاجیکان یا تاجیک دوستان باشند که کمک کنند خوشحال میشم. بخصوص اگر کمی انگلیسی و روسی بدانند.

شاد باشید.

مهدی

لینک      نظرات ()      

بلایای طبیعی نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳۸٤

تاجیکستان هنوز دارای مشکلات زیادی است. از جمله بلاهای طبیعی. فقر و مصیبت مردم فارسی زبان تاجیکستان کی تمام میشه خدا میدونه. یکی از دوستان بنام شاهرخ که الان در اوکراین درس میخونه به تاجیکستان برگشته است. برای دیدن شاهرخ و دوستان دیگه تا ماه دیگه یه سری به دوشنبه بزنم. خدا خواهد نصیب باشد.

 

لینک      نظرات ()      

سلام دوباره نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ۱۳ خرداد ۱۳۸٤

یه ماه بود که فشار کار در تهران ... ریخته منو به مهم. یه کم وقت میخوام تا دوباره وقت فکر کردن پیدا کنم و به تاجیکستان زیبا بیندیشم. اوضاع سیاسی ازبکستان و بگیر بگیرهای این منطقه از عالم هم داستان خودش رو داره. کسی دستش به جایی نمیرسه جز اینکه بگویند و بگویند.

لینک      نظرات ()      

اخبار اقتصادی تاجیکستان و افغانستان نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٤

دیروز با مدیر یکی از خبرگزاری ها صحبت کردم که سرویس تاجیکستان یا خبرنگار ویژه تاجیکستان و افغانستان راه بندازه. قبول کرد. تا ببینیم چی میشه.

بخصوص فعالیت ایرانی ها در افغانستان خیلی زیاد شده باید به فکر انعکاس اخبار اقتصادی بود.

 

 

لینک      نظرات ()      

تاجیکستان در سال ۱۳۸۴ نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٤ فروردین ۱۳۸٤

سال نو در تاجیکستان یادآور پیوند فارسی زبانان و سنت کهن تاجیکان است.

امیدوارم امسال سال خوبی باشه. بنظر میرسه از نظر سیاسی اتفاقات زیادی در تاجیکستان و افغانستان و ایران خواهد افتاد. موفقیت برای همه فارس زبانان. خدا خواهد نصیب باشد.

لینک      نظرات ()      

بهاری دیگر نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۳

بهار های زیادی رو دیده ام ولی هنوز در انتظار روزهای بهتریم. میگویند تلاش برای زندگی دنیا رو طوری انجام بده که گویی هرگز نخواهی مرد و برای آخرتت طوری تلاش کن که گویی خیلی زود میروی. یعنی زمان حال خودت رو به تلاش اختصاص بده. برای زندگی مادی و معنوی ات.

امیدوارم دیدن بهار به عادت تبدیل نشه.

تاجیکستان بهار زیبایی داره. خوش بحال دوستانی که در اونجا هستند.

 

لینک      نظرات ()      

نوروز تاجیکستان خاطره ی تهران تمیز گذشته نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۳

بهار در تاجیکستان خاطره انگیز است. کسایی که کوچه های خاکی تهران در حدود ۳۰ سال پیش یادشونه میدونن که درختهای چنار و توت در کوچه پس کوچه ها چقدر شادی بخش بوده و حالا در تاجیکستان چنارهای تهران رو میشه حس کرد.

وزش باد در تهران کم اتفاق میفته و الان در آستانه بهار کوههای شمال تهران توی چشمتون میشینه. خیلی هوا عالیه.

دوست داشتم تهران رو به دوستان تاجیک در روزهای تمیز نوروز نشان میدادم.

نوروز بر همه فارس زبانان مبارک باد.

 

لینک      نظرات ()      

روز زن مبارک نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۳

۸ مارس روز زن رو تبریک میگم.

----------------------

هر مناسبتی به نوعی پیوند است و هر پیوند هم در مجموعه پیوندها نوعی موفقیت و موجد شادمانی است. حتی اگر مناسبت برای حادثه ای غم انگیز باشه ... نه اشتباه نکنید روز زن روز خوبیه. روز جهانی مرد رو اگه پیدا کردید خبر بدید.

------------

در تاجیکستان مناسبتها خیلی اهمیت دارند. به آداب و رسوم توجه میکنند. مثلا وقتی از خانه خارج میشوند دیگه به خانه برنمیگردند تا کاری که برایش رفته اند انجام بدهند. یعنی مسافری که میخواهد به سفر بره اگه چیزی رو جا بزاره نباید برگرده ولی اگه مجبور بود برگرده باید حتما توی آینه یه نگاه بکنه.

این سنتها بر اساس یک منافع اجتماعی در طول قرون شکل گرفته. یافتن ریشه این سنتها بسیار جالب و موضوع مطالعات مردم شناسی است.

------------

در مورد دوستی که در کامنت یادداشت قبلی نوشته: .... خواستم بگم چقدر خوبه که آدم بتونه ولو بدون ذکر اسمش حرفش رو بزنه.

 امیدوارم برام ایمیل بزنه و بگه چرا ازم متنفره. فکر نمیکنم بتونم با این سن و سال زیاد خودمو تغییر بدم ولی خب دونستن بهتر از ندانستن است.

لینک      نظرات ()      

سلام برگشتم نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۳

سلام دوستان. چند روزی است که از سفر تاجیکستان برگشتم. بزودی گزارش سفرم را  مینویسم.

 ------------------------------------------

سفر رو که شروع کردم فکر میکردم اون بالاها فرصتی است که از میان ابرهای عبور کنم و دماوند زیبا رو ببینم. ولی زهی خیال باطل ... نشد و نشد. اما در مسیر عکسهایی گرفتم :

 

  این هم شهر دوشنبه است. روستاهای اطراف آن و شهر که رودخانه ای از میان آن میگذرد.

 

 

 زنبور داری از فعالیتهای خوب اقتصادی در تاجیکستان است. عسل تاجیکستانی عجب عسلی است!!!

 

قبرستان هنرمندان و قهرمانان تاجیک یادآور رشادت های مردم تاجیک است. فاتح نیازی و تحفه فاضل اف(فاضل زاده).

 

خط فارسی همچنان زیباست. بخصوص در سرزمین برادران تاجیک. اینطور نیست؟

  

در این سفر موفق شدم از مسابقه بز کشی Boz Keshi دیدن کنم. رئیس فدراسیون  بزکشی شخصا با لباس محلی تاجیکی در مسابقه شرکت کرده بود. یک بز مرده را روی زمین می انداختند و یکی از سوارکاران اونو برمیداشت و از میان سواران دیگر به دروازه می رساند. کار دشواری بود. فشار اسبها و رقابت رقبا خطر آفرین بود. حتی برای تماشاگران مشتاق. حدود ۱۰۰ اسب در محل بودند. مسابقات بزرگ تا ۵۰۰ اسب و بیشتر هم شرکت کننده دارد.

 

 واقعا زیباست. این قلل بالاتر از ابرها شکوه و صلابتی خاص داره.

 

 ولی دماوند خودمون برای ما ایرانی ها یه چیز دیگه است. یادآور همه ایران در یک نگاه

 است.

لینک      نظرات ()      

آسمان آبی است نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۳

امروز هوا کاملا صاف و آفتابی است. اکسیژن فراوان. آسمان آبی و صدای پرندگانی که سالهاست در تهران به گوش نمی رسد.

انتخابات مجلس تا چند روز دیگر انجام میشود. در تاجیکستان تمامی شهروندان جمهوری موظب به ثبت نام و شرکت در انتخابات هستند. برای همین تلاش زیادی از سوی احزاب بخصوص حزب دمکرات خلقی آقای رحمانف رئیس جمهوری صورت میگیرد. این مشکل در ایران وجود نداره چون اگه خیلی ها هم شرکت نکنند ظاهرا مشکلی نخواهد بود.

روسها دوباره به صحنه تحولات اقتصادی تاجیکستان توجه کرده اند. شاید چون گذشته فقط حرف باشد ولی ممکن هم هست تصمیمی برای سرمایه گذاری گرفته باشند. تا پیش از این ایران بزرگترین سرمایه گذاری ها در تاجیکستان رو هدف فعالیتهای خود قرار داده بود.

سفیر ما در تاجیکستان نسبت به سفرای قبلی هوشمند تر٬ فعال تر٬ و موفق تر ارزیابی میشود. هر چند سفیر دوران جنگهای داخلی در میان بعضی از تاجیکان خیلی محترم است ولی ظاهرا این یکی یه چیز دیگه است. تعجب نکنید. گاهی هم پیش میاد که یه سفیر سفیر خوبی باشه.

عکس هایی گرفته ام و امیدوارم بیشتر بگیرم تا برای چند ماهی عکس داشته باشم. آفتاب امروز٬ فرصت خوبی است تا خدا چه خواهد.

امروز ابیتabit یعنی ناهار مهمان یکی از دوستان تاجیک هستم. روز اول هم مهمان دوست دیگه ای بودم. مهمان بازی در تاجیکستان آدم رو یاد گذشته های ایران می اندازد. البته هنوز هم در شهرستانهای ایران سنت مهمان نوازی خاص اقوام ایرانی محترم و معمول است.

خدا در زندگی مردم خوب تاجیکستان حضور دارد. خانواده خیلی مهم و ایل و طایفه و به اصطلاح محل گرایی هم جای خاصی دارد. تقریبا در شکل گیری گروههای اجتماعی مهمترین عامل که در سیاست هم منعکس میشود موضوع محل گرایی و قوم گرایی است.

امکانات سرمایه گذاری همچنان وجود دارد. نخبگان هم بتدریج در حال ظهورند. بخصوص در صحنه جهان مجازی.

 

لینک      نظرات ()      

امروز دوشنبه / اینجا دوشنبه نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۸۳

سلام دوستان. الان در شهر دوشنبه پایتخت تاجیکستان هستم. شهر در سکوت هست یا نیست خبر ندارم ولی من توی اتاقم تنها پشت سیستم نشسته ام و مشغولم به اینترنت جهان نما.

هوا کمی سرد است ولی امکانات گرمایش کافی وجود نداره. اگه سرما خوردم تقصیر خودمه. ولی عکسهایی گرفته ام و خواهم گرفت که بتونه براتون جالب باشه. این یادداشت رو هم توی هواپیما نوشتم:

 تاجیکستان چه نیازی دارد؟تاجیکستان نیازمند اقتصادی تواناست. ولی چرا با اینهمه امکانات به سراغش نمی آیند. خیلی ها قول سرمایه گذاری داده اند ولی کاری نکرده اند.بعضی ها شروع کردند و ادامه ندادند.آنهایی که ادامه میدهند هم مشکلات بیشمار دارند.گره کور چرا باز نمیشود؟من ایده ای دارم. بنظر من علت اصلی آنست که برای جذب سرمایه اول باید فکر جذب کرد. صاحبان فکر از داخل و خارج تاجیکستان باید بستر انسانی سرمایه گذاری مالی شوند. بدون انسجام فکری و اداری مشکل بشه دنبال سرمایه گذاری جدی بود.  در تاجیکستان اخبار هدر رفتن منابع خود به مانعی جدید برای سرمایه گذاری ها بدل میشود. باید از فکر تاجیکان و تاجیک دوستان بیشتر و  مقدم بر چیزهای دیگر استفاده کرد.

 

لینک      نظرات ()      

از دماوند تا پامیر نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - چهارشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸۳

خدا خواهد نصیب باشد بزودی به تاجیکستان می روم. دیدن قله های پر از برف میان راه از دماوند تا پامیر را خاطره انگیز خواهد کرد. راستی موزیک وبلاگ رو هم عوض کردم. اگر نظری دارید بدید.

 

لینک      نظرات ()      

دریاچه ای بر بام جهان : پامیر نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - شنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸۳

در پامیر به دلیل زلزله ای که سالها پیش بوقوع پیوسته دریاچه ای طبیعی در ارتفاعات شکل گرفته که دیدنش از آرزوهای جهانگردان میتونه باشه.

این عکس در موزه شهر دوشنبه بود.

اگه به دلیلی این سد طبیعی شکسته شود بخش های وسیعی از تاجیکستان و کشورهای همجوارش زیر آب خواهد رفت.  

لینک      نظرات ()      

امامعلی رحمانف نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸۳

خواننده محترم / دوست عزیز٬ یادداشت های قبلی را در سه یادداشت به این آدرس منتقل کردم.

----------------------

تاجیکان مردمی مهربان هستند. سادگی های بسیار. فقر نتوانسته لبخند رو از صورتشون محو کنه. امروز به دوستان تاجیکم در دوشنبه زنگ زدم. خیلی خوشحال شدم. با آقا ظفر که آماده می شه با خانواده اش برای دیدن ایران به کشور ما بیاد صحبت کردم. آرزوی دیدن ایران آرزویی بزرگ و دست نیافتنی برای اکثر تاجیکان است. ما در ایران قدر کشورمون رو کم می دانیم.

امروز سال نو روسی / سال نو مسیحی / عید قربان رو با هم تبریک گفتم.

..........................

راستی گفتم تاجیکان. میدونید .... دارم تلاش میکنم یه سایت برای تاجیکستان درست کنم. توی اورکات که درست کردم. ولی هنوز یک نفره است. بنام  .... مهدی.... اگه به اورکات دسترسی داشتید عضو بشید ممنون میشم.

بعدش هم این سایت رو درست کردم. البته امروز فقط آدرس رو ثبت کردم.

tajikan.com

اینو میخوام بعنوان پورتال تاجیکستان استفاده کنم.

تاجیکستان ارزشهای زیادی داره. اگه بتونم حتما تا قبل از نوروز یه سری می رم اونجا. شما هم می آیید؟

 ---------------------------------

امروز عید غدیر است. بنام علی است. خواستم از جناب آقای امام علی رحمان اف هم یادی بکنیم. ایشان رئیس جمهور تاجیکستان هستند. پیش از ریاست جمهوری رئیس یک مجتمع اقتصادی‌ (کالخوز ـ سالخوز)  بودند.

طی چند سال گذشته ایشان تلاش زیادی برای پیشرفت کشورشان کرده اند. عبور از دوران جنگ داخلی و اثرات آن کار دشواری است بخصوص برای جمهوری تاجیکستان که از سوی روسیه هم حمایت جدی از آنها نمیشود.

آقای رحمانف به امیر اسماعیل سامانی عنایت خاصی دارند و تاکید بر وجوه ملی تاجیکان از سیاستهای اساسی دولت ایشان است.

این بنای استثنایی در ایالت لنین آباد( خجند ـ ایالت سغد) بدست معماران هنرمند تاجیکی ساخته شده است که تصویر امیر اسماعیل سامانی و امامعلی رحمانف  در دو گوشه آن به چشم میخورد.

 

 

مجسمه های لنین هنوز در گوشه و کنار شهر خجند و نواحی اطراف آن به چشم میخورد. لنین آباد یا خجند همان ایالت باستانی سغد است که حد شمالی امپراطوری هخامنشیان محسوب میشده است.

 

 

 ------------------------------

 

 

خدا خواهد نصیب باشد(همون انشاءالله خودمون) تا سه هفته دیگه یه سفر به تاجیکستان خواهم داشت. برای یک هفته. در فصل زمستان و آستانه بهار به دوشنبه پرواز میکنم.

کسی نیست باهام میاد؟

توصیه ای؟ نصیحتی؟ راهنمایی؟ آرزوی موفقیتی؟ چیزی ؟

 

-----------------------------------------------------

خجند در شمال جمهوری تاجیکستان سمبل سنت کهن تاجیکان است. پس از مرزبندی های دوران شوروی سابق٬ بخش بزرگی از قلمرو جغرافیایی و بافت قومی تاجیکان در قلمرو کشور ازبکستان قرار گرفت. جمهوری های سابق به گونه ای مرزبندی شدند که به کشورهای خارجی و جمهوری های عضو اتحاد شوروی ارتباط داشته باشند.

خجند علاوه بر قدمت تاریخی از نظر اقتصادی نیز ناحیه ای پیشرفته محسوب میشود. اکثر روسای دولتهای تاجیک در زمان سابق از این منطقه انتخاب میشدند.

این درخت کهنسال( به قولی: ۱۲۰۰ ساله) در گوشه ای فراموش شده است.

 

 

لینک      نظرات ()      

میاندورود افسانه ای : جیحون و سیحون نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸۳

شاید چیزی که در اولین نگاه به جامعه تاجیکان در تاجیکستان جلب توجه میکند. عاطفه دوستانه و تحصیلات نسبتا بالای تاجیکان است. تا همین چند سال پیش در تاجیکستان بی سواد وجود نداشت. ولی مشکلات اخیر تاجیکستان فرصت تحصیل را از بسیاری گرفته است.

دوران گذار تاجیکستان آغاز شده است. امیدوارم که این دوره خیلی زود تمام شود و شرایط مناسب زندگی برای دوستان تاجیک فراهم بیاد.

زندگی با درامد سرانه فعلی برای ایرانیان سخت است. حالا مقایسه کنید با تاجیکان که حدود یک هفتم  درامد ایرانیان رو دارند. و هزینه های اولیه زندگی آنان در بعضی موارد از ما هم بیشتر است. فکر نمیکنید مشکلات رفتاری در تاجیکستان با این فقری که موجود است  به نسبت بسیار کمتر از جامعه ماست؟ اگه ما دچار چنین فقری می بودیم خدا میداند اوضاع چقدر بدتر از الان میشد.

سفره تاجیکی: دسترخان

dastarkhan

 

یکی از دوستان دیروز در رستورانی که جلسه وبلاگ نویس ها بود میگفت که خاطرات بدی از تاجیکستان داره  و ثمره دو سال و نیم زندگی در اونجا رو منفی میدونست. ازش پرسیدم در زمینه تجارت مشغول بودی؟ گفت: آره.

بهش گفتم مشکلات تجارت در اونجا زیاد است و .....

هر کشوری زیبایی هایی و زشتی هایی رو داره. میشه هم از زشتی ها گفت و هم از زیبایی ها.  با زشتی های تاجیکستان زیاد آشنا نیستم شاید هم زیاد باشد.  ولی ترجیح میدهم اینجا از زیبایی ها بگویم. بهر حال جامعه تاجیکستان در حال تحولی عمیق و گسترده است. از هر نظر. امیدوارم آینده تاجیکستان بهتر از حال اون باشه و با یادآوری زیبایی های تاجیکستان کمک کنیم انرژی مثبتی بوجود بیاد.

بیش از ۹۰ درصد تاجیکستان کوهستان است. پامیر یعنی بام جهان در تاجیکستان هم خودنمایی میکنه. دو ارتفاع در تاجیکستان هست که از قله دماوند ما هم بلند تر است. واسه همین گفتم تاجیکستان بر فراز جهان.

راستی دوستان تاجیک رو اگه دیدید بگید بیان یه کم برامون حرف بزنن. ارادتمندیم

 

دوشنبه پایتخت کشور تاجیکستان در واقع روزگاری بازاری برای روستاهای اطراف بود و بعدها پادگان ها نظامی و سیاست روسها اون رو به شهری با جمعیتی اکثرا روس تبدیل کرد. بعد از فروپاشی شوروی و جنگهای داخلی اکثر اهالی غیر تاجیک از این شهر گریختند. از ترس وضع موجود و به امید آینده ای بهتر. بعضی از اونها دارن بر میگردن ولی فرصت ها رو از دست داده اند. زندگی سخت تر شده و فرصت ها برای بسیاری کمتر.

ورزاب منطقه ییلاقی شبیه جاده کرج تا  کندوان است با رودخانه ای به همین نام:

 

 varzab

اما در شمال شهر بزرگ خجند وضعیت متفاوتی داره. شهری با سابقه طولانی تاریخی و  فرهنگ عمیق تر. اونجا تجدد در میان مردم ریشه ای طبیعی تر و طولانی تر داره. خجند مرکز ایالت باستانی سغد است. درختی دارد که بیش از هزار سال عمر کرده . زیبایی های طبیعی خجند بیش از دوشنبه است ولی سیاست بر آن است که دوشنبه بزرگتر و بزرگتر و آبادتر شود.

بازار بزرگ مرکزی و سنتی خجند:

khojand

 لباسهای تمیز  و مرتب اهالی و رفتار دوستانه بخصوص در میان تاجیک تبارهای تاجیکستان مثال زدنیه. ممکنه گرسنه باشند ولی به ظاهر خود میرسند. لبخند ساده و محبت تاجیک تباران هر گردشگری رو دوباره به تاجیکستان فرا میخواند. ولی نباید نادیده گرفت که تاجیکستان از شرایط استاندارد زندگی سالم محروم است. آب سالم آشامیدنی/ برق مناسب/ گاز و شغل و بسیاری چیزهای دیگر. ولی همت تاجیکان بلندتر میشود. سخت کوش تر میشوند و به آینده کشورشون بیشتر فکر میکنن. بزودی تاجیکان هم ترقی خواهند کرد. چون میخواهند ترقی کنند و خواستن توانستن است.

 دوشنبه از بالای پارک مشرف به شهر که محل یادبود شهدای جنگ ضد آلمان تاجیکان است:

 

dushanbe 

لینک      نظرات ()      

تاجیکستان بر فراز جهان نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ٢٢ بهمن ۱۳۸۳

این وبلاگ را به تاجیکستان عزیز اختصاص می دهم و به مناسبت پیوندهای دو سرزمین ایران و پامیر٬ پامیران گذاردم. اکثریت پارسی زبانان جهان در این دو سرزمین زندگی میکنند و تاجیکستان در میاندورود افسانه ای سیحون و جیحون سرزمینی خاطره انگیز است....

به انجمن تاجیکستان در پرشین بلاگ و اورکات سری بزنید و عضو بشوید.

 السلام! دوستان تاجیک و تاجیک دوست خوش آمدید.

اول از بلندی های زیبای کشور تاجیکستان میگویم. 

این هم ارتفاعات پامیر که بام جهان است:

 بام جهان

 

بام جهان

بام جهان

بام جهان

بام جهان

به انجمن تاجیکستان در پرشین بلاگ و اورکات سری بزنید و عضو بشوید.

---------------------------------------------------

سرزمین تاجیکستان خاطره انگیز و افسانه است. بین دو رود بزرگ جیحون و سیحون/ آمودریا و سیر دریا/ بر فراز بام جهان(پامیر) و با مردمی که به زبان فارسی سخن میگویند. با قومیت تاجیک که از گروه اقوام آریایی (ایرانی) است.

خاطره قرنها و هزاره های مشترک فرهنگ پارسی زبانان در محیط اینترنت و با مدد فن آوری های نوین زنده میشود. من خیلی خوشحالم.

 این هم تصاویری از سیحون (سیردریا) که از وسط شهر خجند میگذرد. البته پیشترها از شمال شهر میگذشت و مرزی هم محسوب میشد در برابر هجوم اقوام غیر آریایی به قلمرو اصلی آریایی ها که از اینجا شروع میشد به سمت جنوب و تا خلیج فارس ادامه پیدا میکرد.

سغد

 سیحون

 

 

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر
کلمات کلیدی وبلاگ
دوستان من