پروفایل من
مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تماس با من
نویسنده (های) وبلاگ
آرشیو وبلاگ
سفر به تاجیکستان و دیدار دوستان نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - دوشنبه ۱٦ امرداد ۱۳۸٥

دو باره سوار سملوت یا همون هواپیمای فارسی شدیم تا برسیم به دوشنبه پایتخت کشور تاجیکستان.
هواپیما و سفر افتضاح بود. بدتر از همیشه. حدود 70 نفر آدم توی گرما با درهای بسته و بدون تهویه حدود چهل دقیقه بال بال میزدنن. بچه های نوزاد که دیگه اصلا طاقت نیاوردند.
یکی با تلفنش به جاهای مختلف زنگ میزد برای اعتراض. منم جاتون خالی مثل بقیه بدون هزینه یه سونای خشک حسابی گرفتم.

 

همسفرم چند تا کودک شیطون بودند که به زحمت تاجیکی حرف میزدند. آخه به دلیل اقامت طولانی در ایران فارسی حرف میزدند عین بلبل.
تشریفات ورود خیلی سخت نبود. مثل همیشه یه مقداری پیشرفت از سفر قبلی ام کاملا محسوس بود.
علی شیر٬ دوست حقوق دان ام منتظر بود تا منو به خانه برسونه. راستی یاد باشه نگم خانه. آخه اینجا به اتاق میگن خانه.
خود به خود وقتی به سمت تاجیکستان حرکت میکنم یه جورایی لهجه میگیرم. خودم که میفهم. بیچاره بقیه! بخصوص دوستان تاجیکی که باید لهجه منو تحمل کنند.
دوشنبه مثل همیشه است. البته کمی گرمتر. چون گرمای امسال بی سابقه است و البته در این فصل به فکرم که در تاجیکستان نیامده ام.
الان دم گرفته ام.(استراحت میکنم). زیر باد پنکه برقی.

-------------------
بعد از سه روز امروز دوشنبه دستم به اینترنت رسید. یعنی دو روز و خورده ای گذشته و توانستم وبلاگم رو به روز کنم. از اینجا. شهر دوشنبه. هوا کمی سلقین(ثلقین) شده است. یعنی از گرمایش کاسته شده. خنک اینجا به معنای خیلی سرد استفاده میشه.

لینک      نظرات ()      

سفرهای مارکوپولو / ابن بطویه / ناصر خسرو / گالیور / سندباد در نوروز نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - یکشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٥

نمیدونم کدومش درسته ولی معانی مرتبطی داره نه؟ روزانه نوشتن با روزمرگی یکیه؟ فکر نکنم.
بگذریم. روز طبیعت اسم ۱۳ فروردین شده. روزی فرار از خانه ها بسوی طبیعت. حالا واسه زلزله بوده یا حمله دشمنان یا دفع ارواح خبیث خدا میدونه. من که از ترسم دارم فرار میکنم میرم تا چند هزار کیلومتر اونطرف تر. البته زیاد خوشحال نشید چون احتمالا فقط واسه یه هفته.
بازم سفرهای مارکوپولویی / ابن بطوطه / ناصر خسرو / گالیور / سندباد و بقیه شون که شما بهتر میشناسید شروع شد. سفر بعدی فکر کنم خدا خواهد نصیب باشد می روم تاجیکستان. بیشتر از یکساله که نرفتم. دلم تنگ شده برای دوشنبه و ورزاب و دوستان خوبی که در اونجا داریم.
ضمنا داشتم فکر میکردم وبلاگنویسی به نوعی سهل ممتنع است. یعنی به ظاهر ساده است ولی خیلی سخته. نه بخاطر ایده داشتن و الهام گرفتن از اطراف و درون. که اینهم خودش کار مهمیه. بیشتر بخاطر اینکه یک تاریخچه آنلاین است که شفافیت زیادی ایجاد میکنه. در دنیایی که حرفهای عادی آدمها درست فهمیده نمیشه وای به حال تاریخ آدمها که باید در دوره های مختلف فهمیده بشه. ولی ارزشش رو داره. وبلاگنویس ها به نوعی روشنفکران جامعه مجازی هستند. اهل قلم هستند و با قلم مجازی شون چه ها که نمیکنند.
دوست داشتم فردا در شرکت بودم و همه بچه های شرکت رو یکجا می دیدم ولی خب انگار نمیشه. راستی فاتحه یادتون نره ها! شانس که نداریم یهو دیدید همون رو آسمون٬ سیزدهمون رو در کردند. ولی مهم نیست چرا که انرژی هسته ای حق مسلم ماست.

لینک      نظرات ()      

سلام برگشتم نویسنده: مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi - پنجشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۳

سلام دوستان. چند روزی است که از سفر تاجیکستان برگشتم. بزودی گزارش سفرم را  مینویسم.

 ------------------------------------------

سفر رو که شروع کردم فکر میکردم اون بالاها فرصتی است که از میان ابرهای عبور کنم و دماوند زیبا رو ببینم. ولی زهی خیال باطل ... نشد و نشد. اما در مسیر عکسهایی گرفتم :

 

  این هم شهر دوشنبه است. روستاهای اطراف آن و شهر که رودخانه ای از میان آن میگذرد.

 

 

 زنبور داری از فعالیتهای خوب اقتصادی در تاجیکستان است. عسل تاجیکستانی عجب عسلی است!!!

 

قبرستان هنرمندان و قهرمانان تاجیک یادآور رشادت های مردم تاجیک است. فاتح نیازی و تحفه فاضل اف(فاضل زاده).

 

خط فارسی همچنان زیباست. بخصوص در سرزمین برادران تاجیک. اینطور نیست؟

  

در این سفر موفق شدم از مسابقه بز کشی Boz Keshi دیدن کنم. رئیس فدراسیون  بزکشی شخصا با لباس محلی تاجیکی در مسابقه شرکت کرده بود. یک بز مرده را روی زمین می انداختند و یکی از سوارکاران اونو برمیداشت و از میان سواران دیگر به دروازه می رساند. کار دشواری بود. فشار اسبها و رقابت رقبا خطر آفرین بود. حتی برای تماشاگران مشتاق. حدود ۱۰۰ اسب در محل بودند. مسابقات بزرگ تا ۵۰۰ اسب و بیشتر هم شرکت کننده دارد.

 

 واقعا زیباست. این قلل بالاتر از ابرها شکوه و صلابتی خاص داره.

 

 ولی دماوند خودمون برای ما ایرانی ها یه چیز دیگه است. یادآور همه ایران در یک نگاه

 است.

لینک      نظرات ()      

مطالب اخیر
کلمات کلیدی وبلاگ
دوستان من